همان خانه هاکه کاه گلی انددیوارهاوکوچه خاکی درب چوبی

صبح هابعدازنمازپیرزنی بالباس محلی آب جارومیکندکوچه راوبوی خاک نمدارمیپیچدعطرعشق وخوبی
وصدای نغمه ی پرنده ای بردرخت انارکنارپرچین چوبی


کوچه باغیست اینجاوکمی پایین ترچشمه ای هست جاری
ومن برمیخیزم که کنارچشمه روم درمسیرکوچه باغ دیوارسنگ چین است آن طرف هم باغ است
وپرازسرسبزی

وقدم پشت قدم عطرخاک نمدار دلم راپرازعشق ویادگذشته میکند به گذشته میروم انگارازطونل
زمان عبورکرده ام یادکودکی زمانی که ناگهان تکه ابری جلوی نورخورشیدرامیگرفت وسایه میشد همه
جا چه حس خوبی داشت ویابازی درکوچه های خاکی قدم به قدم باخاطره ها گاهی درگذشته بودن هم
بدنیست وبه حال میرسم باز سنگ چین دیوارکوچه باغ وشاخه هایی که ازآنطرف باغ به کوچه سرک
میکشند خانه های کاه گلی باسقف تیرچوب صدای حرکت آب ازلابلای سنگ های چشمه پایین دست

وعبورمن ازحال به گذشته وازگذشته به حال وازحال به آینده امابه هرحال هیچ چیزمثل گذشته وایام
کودکی نمیشود .

ما را در سایت booyekhakebaranzadeh دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 124